ديروز بود... به اين نتيجه رسيدم كه به آينده فكر نكنم.
ذهن همه مثل من اينقدر با آينده درگيره يا من دچار اين چالشم؟!شاید هم این خصلت هر پشت کنکوریه که به آینده زیاد فکر میکنه...نمیدونم...
آينده فرداست؟؟ آينده دقيقا كي؟
-آينده شايد يك لحظه يا دقيقه اي باشه كه الان عقربه زمان بسمتش ميخزه, خيلي اروم... بي سرو صدا...عقربه بهش ميرسه و بليط حضورشو ميسوزونه و بعد بسراغ بليط هاي بعدی ميره. آينده حتما هفته , ماه يا سال بعد نيست،هست؟... اينده لحظه ايه كه در چشم بر هم زدني جاي خودش رو به ديگري ميده... آینده یهنی همین ثانیه ای که گذشت. اره, ديروز بود كه فهميدم فرصت زندگي به ثانيه اي بسته ست. پس مهم فردا نيست و اينكه چي پيش مياد... شايد بهتر باشه تمرين كنم فردا رو به فردا واگذار كنم و نگران مجهول بزرگي به اسم آينده نباشم . بهتره تمرين كنم لحظه به لحظه ,
امروز رو زندگي كنم...!
پ ن: آينده چيزي نيست بين سال تا سال, ماه تا ماه يا حتي روز تا روز... آينده زنجيره ايست از هم آغوشي لحظه هاي خاموش كه يكي پس از ديگري،بي درنگ نام
حال ميگيرند.
پ ن: داشتم خيال ميكردم اگه مثل بمب هايي كه ثانيه شمار دارن, بالاي سر منم يه ثانيه شمار بود كه حتي گذشت صدم ثانيه از عمرم رو روي صفحه اي نمايش ميداد, من حتما هر بار مقابل آينه با ديدنش يه سكته ناقص ميزدم: چون بهم ياداوري ميكرد با وجود اين همه كتابي كه نخوندم و تستي كه نزدم دارم وقتمو اينجا با فلسفه بافي ميگذرونم...!!! ههههم...!!!!
برچسب: روی خط زندگی,
نویسنده: یلدا زارعیان
تاريخ: چهارشنبه
21 مهر
1395 ساعت: 20:49